خاطرات حسین ادیبیان قسمت پنجم

خاطرات حسین ادیبیان قسمت پنجم ادیبیان ارائه کننده ی بلیط هواپیمای الکترونیکی سیستمی و چارتری

از پدرم گفتم و کسالت ایشان. طبیب ایشان شخصی بود به نام دکتر شیخ که در جای جای شهر مطب داشت. ایشان را دعوت کردیم که از پدر عیادت کند. با کمال میل پذیرفت و معاینه کرد و نسخه نوشت. چون ویزیت ایشان 5 ریال بود، ما می خواستیم به ایشان 10 ریال بدهیم. دکتر گفت ما از همسایه ها پول نمی گیریم. مطب ایشان نرسیده به بازار سرشور بود. آنوقت هنوز خیابان خسروی نو احداث نشده بود و خانه ما هم در خیابان خسروی نو فعلی بود که هنوز هم به همان شکل باقی مانده است.

کوچه جنب سرای مهدیه که بازرگانان فرش در آن حجره دارند، درست مقابل مطب دکتر شیخ بود.

از دکتر مرتضی شیخ اسم بردم. بد نیست از این پدیده نادر شزح حالی بنویسم. وی در سال 1286 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. وی کودکی و همچنین تحصیلات خود را تا سطح مدرسه عالی طب در تهران ادامه داد و با درجه دکترای پزشکی فارغ التحصیل شد. پدر وی زرگر بود و پس از آنکه به دلایلی دچار مشکل مالی شد، مرتضی شیخ ضمن تحصیل به پدر نیز کمک می کرد. وی از همین زمان بود که با مشکلات محرومان آشنا شد و گویی عهد بست تا تمامی توان خود را صرف این قشر نماید. دکتر مرتضی شیخ چون برادری دلسوز، متعهدانه از سه خواهر و برادرش نیز نگهداری کرد تا هر یک با تحصیلات مناسب به مشاغل شریفی چون آموزگاری و خدمت در پرورشگاه ها و خدمات انسانی دیگر اشتغال یافتند. وی پس از اخذ مدرک دکترا به خدمت سربازی رفت. سپس به ماکو و مراغه رفت و آنگاه در عزیمت به سیستان و بلوچستان و خدمت در آن منطقه موفق به تاسیس بیمارستان دولتی گردید تا مردم مستضعف آن دیار بتوانند از خدمات رایگان بهره ببرند. دکتر شیخ پس از ازدواج از طریق اداره تابع بهداری به مشهد منتقل و در قالب همان دایره در کارخانه قند مشغول به خدمت شد. وی پزشکی انسان دوست بود. به طوری که کسی از مردم مشهد نیست که نامی از او و یا خاطره یی از او نداشته یا نشنیده باشد.

چند خاطره از دکتر شیخ:

دکتر شیخ از مردم پول نمی گرفت و هر کس هرچه میخواست در صندوقی که کنار میز دکتر بود، می انداخت و چون مبلغ ویزیت دکتر 5 ریال نعیین شده بود (بسیار کمتر از حق ویزیت دیگر پزشکان آن زمان) بیشتر مواقع سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته می شد و صدایی مانند انداختن پول شنیده می شد. از زبان دختر دکتر شیخ گفته اند که روزی متوجه شد پدرش مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است. دخترش با شگفتی می گوید: پدر بازی می کنی، چرا سر نوشابه ها را می شویی؟ پدر پاسخ داد: دخترم، بیمارانی که نزد من می آیند، بهتر است از سر نوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سر نوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطب می ریزم تا بیمارانی که پول ندارند و خجالت می کشند که در صندوق چیزی نیندازند. از اینها که تمیز است استفاده کنند.

یک سبزی فروش می گوید: زمانی که دکتر شیخ تازه در محله سرشور مطب باز کرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم، هر روز پیش از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزی ها را می پرسید و یادداشت می کرد ولی نمی خرید. پس از چند روز با کمی پرخاش به او گفتم " مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری؟"  وی گفت "خیر من دکتر شیخ هستم. بهای سبزی ها را برای آن می پرسم تا ارزان ترین آنها را برای بیماران تجویز کنم."

از دکتر حسین خدیوجم هم نقل است: روزی در مطب دکتر شیخ بودم و او برای بیمارانش آب پاچه تجویز می کرد. از ایشان پرسیدم"چرا به جای سوپ جوجه، آب پاچه تجویز می کنید؟"

وی گفت "چون برای ضعف بدن بیمار، مانند سوپ جوجه موثر است و مهم تر آنکه پاچه گوسفند ارزان است."

روزی مردی از دکتر می پرسد: "شما چرا با این سن و خستگی ناشی از کار موتورسیکلت استفاده می کنید؟"  دکتر پاسخ می گوید: "خانه بیمارانی که من به دیدن آنها می روم آنقدر پیچ در پیچ است و کوچه های تنگ دارد که هیچ ماشینی از آن نمی تواند عبور کند."  دکتر مرتضی شیخ 69 سال با عزت تمام در میان مردم زیست و با مردم خندید و با آنها بیشتر از آنها گریست. در رنج ها التیامی به دردها بود. دست پر عطوفتش همیشه یاری بخش افتادگان بود. وی روحی عظیم و متواضع داشت. در مقابل مریض هایش با فروتنی رفتار می کرد، گویی چون یکی از آنهاست. به حق عاشق مردم بود. به تمامی  آنان که عاشق مردم بودند، عشق می ورزید و در مقابل آنان که وابستگی شدید به مسائل مادی داشتند، شدید جبهه می گرفت و اعتقاد راسخ داشت که مفهوم زندگی واقعی خدمت به مردم محروم است. خدمت به افراد ثروتمند چندان برایش ارزشی نداشت. چرا که معتقد بود برای خدمت به این افراد پزشکان زیادی حاضرند. برخورد ایشان با اختلاف سن و روحیه بیماران فرق می کرد.  او با جوانان آنگونه برخورد می کرد که گویی همسن آنان است و اینگونه بود که به راحتی با اقشار مختلف ارتباط بر قرار می کرد و در یک کلام عاشق مردم بود. در سال 1352 دکتر به علت بیماری سخت بستری شد و مردم به طور خودجوش برای او مراسم دعا برپا می کردند و پس از فوت ایشان مراسم تشییع با شکوهی برای وی به عمل آوردند که تا کنون شهر مشهد چنین مراسمی در خود ندیده بود. سرانجام دکتر مرتضی شیخ در سال 1355 پس از چند سال بیماری در شهر مشهد درگذشت. به خاطر دارم که فرزند آقای میرزا جواد تهرانی به من گفت که دکتر در موقع مریضی پدر از ایشان عیادت می کرد.

ادامه دارد...

لینک مطلب

تور های داخلی

تورهای یک روزه ی بوم گردی -
-

تورهای یک روزه ی بوم گردی

آزانس ادیبیان با سابقه ی طولانی افتخار دارد تورهای یک روزه و دو روزه ی خود را در ایام تعطیلات آخر
تور آبادی های راز و جرگلان روستای گز
روستای گز

تور آبادی های راز و جرگلان

*صبحانه ،ناهار و شام * یک شب اقامت در بوم گردی جدرسن * اتوبوس توریستی *بیمه * لیدر * گشت :مراسم سمبول
تور شمال از مشهد
از مشهد

تور شمال

برای اطلاعات تکمیلی تور شمال از مشهد با شماره تلفن 38598151 تماس بگیرید.
تور کیش -
-

تور کیش

برای اطلاعات تکمیلی با شماره تلفن 38598151 تماس بگیرید.

تور های خارجی

تورگرجستان و تور آنتالیا -
-

تورگرجستان و تور آنتالیا

با برقراری پرواز سان اکپسر به آنتالیا و پرواز جورجین به تفلیس از مشهد در نوروز 98، تورهای مناسبی
تور دبی امارات
امارات

تور دبی

با توجه به پرواز مستقیم بین مشهد و کشور امارات (دبی) راحت تر از قبل به امارات سفر کنید. تلفن رزرو 38
تور مالزی کوالالاممپور
کوالالاممپور

تور مالزی

مالزی نزدیکی فرهنگی که به کشور ما دارد همواره مورد توجه مسافران ایرانی بوده است. تلفن تماس 38598151
تور تایلند بانکوک پاتایا
بانکوک پاتایا

تور تایلند

فصل پاییز و زمستان زمان مناسبی برای تور تایلند می باشد برای دریافت ارزان ترین نرخ با ما در تماس ب

همکاری با شرکت ها